تبليغاتX
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog



پرنیان هفت رنگ -

بنده من :

تو پیش از آمدن به د نیا مرا دیدی و شناختی و دانستی که :

(بازگشت همه به سوی من است.)

 

آن گاه برای تو اشیاء را آفریدم و حجابی میان تو و آنها قرار دادم .

و چنان مقرر کردم که هر چیزی تو را به سوی خویش فرا خواند و از من محجوب گرداند.

 

 آنگاه باز آمدم و از همه آنهاخود را به تو شناسانیدم و به تو گفتم:

این منم که آفریننده همه آنها هستم و تورا پس از آنها آوردم و آنها را امانتی پیش تو قرار دادم.

 

و بر عهده امانتدار است که امانت خود را باز سپارد.

 

آیا نمیخواهی که صدق خویش بنمایی و هر چیزی را به نشانه وفای پیمان به من باز پس آری؟

 

( و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا به جا آرد.بزودی او را پاداش بزرگی عطا فرماید)

 

« هر آینه ما از پیش با آدم پیمان بستیم ولی از یاد برد و برای او عزم استواری نیافتیم.»« به حکم غیرتی که نسبت به تو دارم تو را از دل بستگی به هر چیزی منع کردم.»

 

ای بنده من:

نمیخواهم که به چیزی. هر چند بهشت باشدخشنود شوی و دل بسپاری..تو را فقط برای خود آفریدم.تا از آن من و پیش من باشی.

 تو را بر صورت خویش آفریدم.یگانه و تنها..شنوا..بینا..صاحب اراده..سخنگووتو را پذیرای جلوه های اسماء خویش گردانیدم و محل عنایت خود قرار دادم.

 

تو نظر گاه منی.میان من و تو پرده ای نیست.

تو همنشین منی..میان من و تو حد و مرزی نیست.

 

ای بنده : میان من و میان تو  میانی نیست.

من از تو به خودت نزدیکترم.من از سخنت به تو نزدیکترم.

 

به سوی من بنگر……من دوست دارم به سوی تو بنگرم.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03ساعت 19:27 توسط زهرا |